تبليغاتX
پایگاه اطلاع رسانی اسب یزد
Image and video hosting by TinyPic
با سلام

 خدمت دوستان عزیزی که با پیغام ها و ایمیل های خودشون ما رو در بهتر اداره کردن این وبلاگ یاری می کنند.

به علت کار زیاد از دوستان علاقه مند و اهل قلم در زمینه ی اسب و سوارکاری دعوت می کنم تا برای نویسندگی در موضوعات مختلف در(ضمینه اسب و سوارکاری) به شماره ی زیرتماس بگیرند یا به ایمیل ما ارتباط برار قرار کنند تا برای انها در قسمت نویسندگان وبلاگ نویسندگی به اسم خودشان باز کنیم و  قادر به نویسندگی و ارائه مطلب در این وبلاگ باشند.

لازم به ذکر است که مطالب نوشته شده توسط نویسندگان لازم نیست در مورد سوارکاری استان یزد باشد بلکه تمام اخبار و موضوعات و مقالات در مورد اسب و سوارکاری در کل ایران و جهان مورد بحث و تبادل نظر قرار میگیرد.

شماره تماس:۰۹۱۳۱۵۷۵۲۷۲

e.meil:horsearab70@yahoo.com

با تشکر

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم اردیبهشت 1391ساعت 11:33  توسط مدیر وبلاگ  | 

بسمه تعالی
سوارکاران عزیز و دوستداران ورزش مفرح و نشاط انگیز سوارکاری به اطلاع می رساند بخش خصوصی با حمایت هیات سوارکاری استان اصفهان اقدام به برگزاری حراج اسب با مرکزیت استان اصفهان نموده است. برگزاری این حراج با هدف از بین بردن واسطه های نامناسب خرید اسب که بعضا باعث وارد آمدن ضررو زیان هنگفت به خریدار و فروشنده شده اند ، خرید اسب به قیمت واقعی ، کمتر نمودن مدت انتظار جهت فروش و خرید ، گسترده کردن دایره عملکرد خریداران و فروشندگان همراه با اطلاع رسانی دقیق در مورد اسب هایی که آماده به معامله می باشند و ...  می باشد.این حراج هیچگونه محدودیتی از نظرنوع اسبهای شرکت کننده و خریداران نداشته و با توجه به برنامه ریزی انجام گرفته اطلاع رسانی این حراج در تهران و سایر استانهای کشور نیزجهت شرکت خریداران و فروشندگان فرااستانی انجام خواهد گرفت. کارت خرید متقاضیان 000/000/5 ریالی در نظر گرفته شده و زمان نام نویسی در حراج از زمان رویت این آگهی به مدت 20 روز بوده و یک هفته پس ازآن حراج برگزارخواهد گردید .شرکت کنندگان اعم از خریدار و فروشنده جهت ثبت نام و دریافت اطلاعات لازم با شماره تلفنهای زیر تماس حاصل نمایند:
 
09132263306     -     09132881440
+ نوشته شده در  جمعه یکم مهر 1390ساعت 10:37  توسط مدیر وبلاگ  | 

 

 

خبر آوردند که امشب از هزار شب بهتر است و یک اتفاق ویژه می افتد و آن اینکه امشب دست ملکوت به طرف زمین کشیده می شود.

التماس دعا

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم مرداد 1390ساعت 23:33  توسط مدیر وبلاگ  | 

یکی از دبیرستان های تهران هنگام برگزاری امتحانات سال ششم دبیرستان به عنوان موضوع انشا این مطلب داده شد که ''شجاعت یعنی چه؟'' محصلی در قبال این موضوع فقط نوشته بود : '' شجاعت یعنی این '' و برگه ی خود را سفید به ممتحن تحویل داده بود و رفته بود ! اما برگه ی آن جوان دست به دست دبیران گشته بود و همه به اتفاق و بدون استثنا به ورقه سفید او نمره 20 دادند فکر میکنید اون دانش آموز چه کسی می تونست باشه؟ شریعتی...

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم تیر 1390ساعت 14:2  توسط مدیر وبلاگ  | 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم فروردین 1390ساعت 20:40  توسط مدیر وبلاگ  | 

نفوذ و ریشه‌دار بودن اسب در ادبیات این مردم نیز می‌توانیم ببینیم به طوری که تعداد زيادي ضرب‌المثل نیز درباره این حیوان نجیب دارند. در بین عرب‌های خوزستان استفاده از کلمه "فارس" نیز برای نام فرزند پسر متداول است كه به معنای سوارکار است. در این‌ جا گزیده‌ای از امثال را با ترجمه و کاربرد آن‌ها اشاره مي‌كنيم.

به گفته يك دوستدار ميراث فرهنگي؛ برای شناخت مردم هر قوم باید فرهنگ عامه آن‌ها را مورد بررسی قرار داد .مطالعه آداب و سنت‌ها و آیین جشن‌های مذهبی، سنتی و ملی، عقاید و عادات، قصه‌ها و افسانه‌ها، امثال و ترانه‌ها و اشعار و لالایی‌های آن‌ها ما را به احوال، افکار، ذوق و هنر و روحیات آن مردم آشنا می‌سازد.

ضرب‌المثل گونه‌ای از بیان است که معمولاً تاریخچه و داستانی پندآموز در پس بعضی از آن‌ها نهفته است. بسیاری از این داستان‌ها از یاد رفته‏اند و پیشینه برخی از امثال بر بعضی از مردم روشن نیست. با این‌ حال همچنان در سخن مردم به ‏کار می‌روند. گستردگی دامنه لغات و اصطلاحات در هر زبان به حدی است که گردآوری همه آن‌ها در یک مجموعه امری بسيار دشوار به خصوص در ادبیات عرب به شمار مي‌رود.

قاسم منصور آل‌كثير در گفت‌و‌گو با خبرنگارخبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) در خوزستان بيان كرد: در حوزه‌های مختلف ادبیات شفاهی ضرب‌المثل یا مثل جایگاه ویژه‌ای دارد زیرا مثل بیان موجزترین دانش‌ها، بینش‌ها، حکمت‌ها و عقاید یک قوم یا ملت مي‌باشد که با تمسک به مؤلفه‌های خاص منطقه‌ای ابراز می‌گردد.

از همین‌ رو، نسبت به سایر ژانرهای ادبیات شفاهی ویژگی‌های بوم شناختی آن نمایان‌تر و برجسته‌تر می‌باشد. در مثل‌ها معمولآ از تعابیر، استعاره‌ها و کنایه‌هایی استفاده می‌شود که به گونه‌ای مستقیم با وضعیت جغرافیایی، معیشتی، فرهنگی و تاریخی یک قوم یا مردمان ساکن یک منطقه مربوط مي‌باشد زیرا انسان متعلق و فرزند محیط جغرافیایی خویش بوده به همین دلیل امثال مردم کوه نشین با صحرانشین متفاوت است.

وي افزود: همین تفاوت را می‌توان در میان مردمی که در کنار دریا زندگی می‌کنند و از این راه معیشت خود را می‌گذرانند با گروه‌هایی از انسان‌ها که با دریا بیگانه‌اند مشاهده کرد. سرزمین ایران به دلیل تکثیر فرهنگی، قومی، زبانی، مذهبی و تنوع نظرگاه جغرافیایی در آن دارای گنجینه منحصر به فردی در این زمینه است. با اندکی تامل در اقوام مختلف هموطن نفوذ اسب را در بین آنان را مي‌توان ديد همچون تاثیر اسب در ادبیات ترکمن‌ها که این تاثیرگذاری را در ضرب‌المثل‌های آنان می‌بینیم. برای نمونه مي‌توان از مواردي هم‌چون "آط آریقلیقده،‌ قیز غریب لیقده" که معنی آن می‌شود "اسب را در لاغری بیازمای و دختر را در فقیر" و یا این مثل "آطی آط بولیانچا ایه سی مات" که به معنای "تا كره‌اش اسب شود دل صاحبش آب می‌شود" اشاره كرد.

در زبان کردی نیز اسب دارای نفوذ بوده هم‌چون این ضرب‌المثل "ژَ اَسبِِ خَلکِ گَرِ زو داکَوی" به معنای " از اسب دیگران باید زود پیاده شد". با عنایت به مطالبی که در فوق آمد و با توجه به تکثر اقوام ایرانی باید به مثل‌های دیگر اقوام نیز در زمینه‌های دیگر به خصوص اسب توجه كرد. عرب‌ها که از قبایل و عشایر مختلف تشکیل شده است اسب را بسیار ارج می‌نهند به طوری که در روایات قدیم آمده "داحس" و "غبراء" اسامى دو اسب بودند كه به خاطر آنها بين 2 قبيله عبس و ذبيان جنگى به مدت 40 سال در گرفت.

وي ادامه داد: در ادبیات عربی نیز اسب نفوذ فراوان داشته به‌ طوري كه این نفوذ را می‌توان در شعرهای بزرگان شعر عرب هم‌چون "عنتره بن شداد" كه سوارکار معروفی نيز بود شکایت اسبش را از شدت ضربه‌هاي نیزه این‌گونه بیان می‌کند: "فازور من وقع القنا بلبانه *** و شکا الی بعبرة و تحمیم". غول شعر عرب یعنی ابوطیب المتنبی نیز اسب را این چنین در اشعارش می‌آورد "مدحت قوماً و ان عشنا نظمت لهم *** قصائداً من اناث الخیل و الحصن" و در جایی دیگر نیز می‌گوید: " افکر فی معاقره المنایا *** و قود الخیل مشرفة الهوادی". المتنبی در تعریف از خود بیت معروفی دارد كه در اين بیت به دلیل اهمیت داشتن اسب، آن را در اولین کلمه شعر خود می‌آورد "الخیل و اللیل و البیداء تعرفنی *** و السیف و الرمح و القرطاس و القلم". ما اسب را در اشعار دیگر بزرگان نیز می‌بینیم هم‌چون ابونواس الاهوازی و عمرو بن کلثوم.

او يادآور شد: بی‌شک زبان عربی یکی از زبان‌های زنده دنیا به شمار مي‌رود كه اشعار عربی و امثال یکی از مظاهر زیبای این زبان است و صحبت از این ادبیات در قالب یک مصاحبه و مقاله نمی‌گنجد .اکثر عرب‌های ایران که در جنوب و جنوب غرب کشور ایران زندگی می‌کند و دارای اسب‌هایی با نژاد مشهور عربی هستند و از آن‌ جایی که اسب در بین عرب‌های خوزستان در جایگاه ویژه‌ای قرار دارد.

نفوذ و ریشه‌دار بودن اسب در ادبیات این مردم نیز می‌توانیم ببینیم به طوری که تعداد زيادي ضرب‌المثل نیز درباره این حیوان نجیب دارند. در بین عرب‌های خوزستان استفاده از کلمه "فارس" نیز برای نام فرزند پسر متداول است كه به معنای سوارکار است. در این‌ جا گزیده‌ای از امثال را با ترجمه و کاربرد آن‌ها اشاره مي‌كنيم.

1) الخیل عثاره و الیاوید غفاره

(اسب‌ها ممکن است زمین بخورند و مردمان خیر و خوب تسامح دارند)

کاربرد : انسان جایزالخطا است و گذشت خصلت مردمان است

2) الخیل بلمیدان و التفگ بالنیشان

(اسب در صحنه کار زار و تفنگ براي هدف‌گیری است)

کاربرد : معلوم شدن مهارت فرد که معادل فارسی آن "این گوی و این میدان" است.

3) فرسک غایره

(اسبت دور گرفته و دارد تند می‌دود)

کاربرد : به کسی می‌گویند که تند تند صحبت می‌کند.

4) الفرس نفس الفرس بس ایلالها امبدل

(اسب همان اسب است تنها یالهایش تغییر کرده)

کاربرد : این همان وسیله است تنها کمی آن را دست کاری کرده‌اند.

5) لو بیها لو بر چابها

(یا به اسب اصابت می‌کند یا به رکاب آن)

کربرد: تو تلاش‌ات را انجام بده؛ یا به هدف می‌رسی یا به قسمتی از آن.

6) بعدهُ ما رکب هز ارلیه

(هنوز سوار اسب نشده پاهایش را تکان داد)

کاربرد : قبل از به دست آوردن پیروزی شروع به تفاخر کردن و یا نظیر آن در فارسی «هنوز غوره نشده مویز شده».

7) بعده ما شراله احصان حطله معلف

(هنوز اسب نخریده برایش آخور گذاشته)

کاربرد: قبل از انجام کار اصلی به فرعیات پرداختن

8) بلزلم ریال و بالخیل خیال

(ميان مردان مرد دليري است و در بين اسب‌ها سواركار خوبي است)

كاربرد: در هر زمينه‌اي شايستگي دارد و هر كار از دست‌اش بر مي‌آيد.

9) تعارکن الخیل صار فگر سایس

(اسب‌هادعوا کردن‌ کاسه‌ و کوزها سر صاحب اصطبل شکست)

کاربرد : بد شانس بودن فرد مورد نظر را می‌رساند

10) سالو البغل یا هو ابوک گال خالی الحصان

(از قاطر پرسیدند پدرت کیست گفت دایی من اسب است)

کاربرد : طفره رفتن از موضوع اصلی

11) سواله معلف گبل الفرس

(آخور را قبل از اسب ساخت)

کاربرد : قبل از موقع کاری کردن

12) فرسنه یابت احصان او کلتهه

(اسب ماده ما کره نر آورد و خوردش)

کاربرد : تمام محصول زحمت را مصرف کردن و چیزی باقی نگذاشتن و یا انجام دادن کاری برای منافع شخصی

13) لسانک حصانک ان صنت صانک و ان هنته هانک

(زبان تو اسب تو است. اگر مواظبش باشی مواظب تو خواهد بود و اگر به او اهانت کنی به تو اهانت می‌کند)

کاربرد : توصیه و سفارش به کنترل کردن سخن و زبان خود.

14) مثل خیل اطریدش

( مثل اسبهای اطریدش "نام شخصی بوده كه اسب‌هاي تنبل داشته است")

کاربرد : تنبل و ناتوان بودن

15) مو هاذ بیت الفرس

(نه اینجا خانه اسب نیست)

کاربرد : اصل موضوع این نیست و یا به هدف نزدن و به کاهدان زدن.

16) مثل احصان القچقچیه

(مثل اسب قاچاقچی‌ها)

کاربرد: رفت و آمد زیاد و به این سو و آن سو رفتن را می‌رساند

17) چنه اشگر تایه

(همچون اسب اشگر و مو بور رها شده است)

کاربرد: مانند اسب رها از بند و ولگرد است و کنایه از آدم شرور نیز دارد

18) الحصان نفسا لحصان لکن السریا مبدل

(یعنی اسب همان اسب فقط زینش راعوض کردن)

کاربرد: همان آش و همان کاسه است.

19) های البنت اکحیله

(این دختر کحیله است. "کحیلان" یکی از انواع نژادهای عرب است که دارای شهرت فراوانی می باشد)

کاربرد: به دخترهای خوب و زرنگ می‌گویند.

20) لَیْسَ الفَرَسُ بِجِلِّهِ

(ارزش) اسب به پالانش نیست

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم اسفند 1389ساعت 21:28  توسط مدیر وبلاگ  | 

آيات قرآني

در قرآن مجيد چندين آيه در مورد اسب وجود دارد و توجه به اسب به حدي است که خداوند به اسبان سپاهيان خداجوي اسلام سوگند ياد مي کند:

سوره العاديات: بسم الله الرّحمن الرّحيم. والعاديات ضبحا". فالموريات قدحا". فالمغيرات صبحا". فاثرن به نقعا". فوسطن به جمعا". (آيات ۵-۱)

((به نام خداي بخشاينده مهربان، سوگند بدان اسبان دونده که نفس همي زنند به آواز در تاختن، و آتش جهنده از سمهاي ايشان، (و بر دشمن شبيخون زدند) تا بامدادان آنها را به غارت گرفتند، بر هامون دشمن گرد بر انگيختند، و سپاه دشمن را همه در ميان گرفتند.))

سوره الانفال: و اعدّوا لهم ماستطعتم من قوّه و من رباط الخيل ترهبون به عدوّالله و عدوّکم... (آيه ۶۰)

((و شما در مقام مبارزه با کافران خود را مهيا کنيد و تا آن حد که بتوانيد از آذوقه و تسليحات و آلات جنگي و اسبان سواري براي تهديد و تخويف دشمنان خدا و دشمنان خودتان کاملا" فراهم سازيد...))

سوره ص: و وهبنا لداود سليمن نعم العبدو انّه اوّاب. اذ عرض عليه بالعشي الصّافنات الجياد. فقال انّي احببت حبّ الخير ان ذکر ربّي حتّي توارت بالحجاب. ردّوها علي فطفق مسحا" بالسّوق و الاعناق (آيات ۳۳-۳۰)

((و به داود فرزندش سليمان را عطا کرديم و او بسيار نيکو بنده اي بود زيرا بسيار به درگاه خدا با تضرع و زاري رجوع مي کرد. (اي رسول ما) ياد کن وقتي را که بر او اسبهاي بسيار تندرو و نيکو را هنگام عصر ارائه دادند (و او به بازديد از اسبان پرداخت براي جهاد در راه خدا و از نماز عصر غافل ماند). در آن حال گفت (افسوس) که من از علاقه و حب (اسبهاي) نيکو از ذکر و نماز خدا غافل شدم تا آنکه آفتاب در حجاب رخ بنهفت آنگاه (با فرشتگان موکل آفتاب) خطاب کرد که (به امر خدا) آفتاب را بر من باز گردانيد (چون برگشت اداي نماز کرد) و شروع به دست کشيدن بر ساق و يال و گردن اسبان کرد.

سوره النّحل: و الخيل و البغال و الحمير لترکبوها و زينة و يخلق مالاتعلمون (آيه ۸)

((و خداوند اسبان و استران و درازگوشان را (خلق کرده) تا بر آنها سوار شويد و تا (روزگار خود را بدان) آرايش کنيد، آرايش کردني و او چيزها مي آفرنيد که شما نمي دانيد.))

سوره آل عمران: زين للناس حب الشهوات من النساء و البنين و القناطير المقطنرة من الذهب و الفضة و الخيل المسومة و الانعام و الحرث ذلک متاع الحيوة الدنيا و الله عنده حسن الماب (آيه ۱۴)

((براي مردمان ميل به شهوات دنيا از زنان، پسران و هميان هاي پر (و به اندازه آن مال بر هم نهاده) از زر و سيم و اسبان نشان دار و چهارپايان و کشتزار، آرايش شده، اينها کالاي زندگي دنياست و بازگشت نيکو نزد خداوند است.

 

 

روايات و احادیث

 

 

در مورد خلقت اسب داستان زير را گفته اند: وقتي خداوند خواست اسب را بيافريند باد جنوب را گفت خود را جمع کن که مي خواهم برتر از قدرت سير تو موجودي را بيافرينم. باد گفت موجودي ميافرين که او را به آتش عذاب کني. پس به جبرئيل فرمان داد مشتي باد را در دست گيرد و از آن يک اسب کميت (قهوه اي قرمز) بيافريد، آري اسبي آفريده شد که به واسطه داشتن پا و سم از خوش عناني بهتر از باد است. نظامي گويد:

نه ابر، از ابر نيسان در فشان تر             نه باد، از باد بستان خوش عنان تر

در فرسنامه صد باب (خيل نامه) که تحت عنوان دو فرسنامه هم چاپ شده است از قول شيخ کليني نقل شده که خداوند صد اسب از دريا بيافريد و اسبان از تخمه آنانند.

در مضمار دانش نظام الدين احمد از قول حضرت امام صادق (ع) و برگرفته از من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق آمده: (( اسبان وحشي بودند در بلاد عرب و هيچکس را دست تصرف بر ايشان نبود پس ابراهيم خليل و اسمعيل ذبيح (ع) بر ابوقبيس که کوهي است در شرق مکه معظمه، برآمدند و آواز دادند که آگاه گرديد و رام شويد، آگاه گرديده و بيامدند پس نماند اسبي مگر آنکه داد اطاعت خود را و واگذاشت موي کاکل خود را و مراد از اين دو عبارت تسليم و فرمانبرداري است)). اين مطلب در وصف الخيل ملامحسن فيض کاشاني نيز ذکر شده است.

در اقوال الکافيه (عرفان الخيول) نيز ذکر شده: اول کسي بر اسب عربي سوار گرديد و او را بحوزه تسخير درآورد جناب اسماعيل بن ابراهيم بود.

در اقوال الکافيه و در مضمار دانش با استناد به آن ذکر شده که گروهي از اعراب نزد حضرت سليمان آمده و پس از پرسيدن مسائل خود آهنگ بازگشت نمودند. نامبردگان از سليمان خواستند توشه راهي به آنان عنايت کند. سليمان پيامبر يکي از بقاياي اسبان ايلخي خود را به آنها داد و گفت اين توشه راه شماست، به هر جا که فرود آييد يکي را بر آن سوار کرده و نيزه به دستش دهيد، به زودي خواهيد ديد که شکاري براي شما مي آورد: ((پس آن قوم به هر منزل که فرود مي آمدند به فرموده عمل مي نمودند و چون مکرر تجربه کردند آن اسب را زادالراکب ناميدند يعني توشه سوار و آن اول اسبي است که ميان عرب پيدا شده و باقي اسبان عربي آن به هم رسيدند – مضمار دانش- )).

از حضرت پيامبر اکرم (ص) احاديثي در مورد اسب و سواري نقل شده که برخي از آنها را در اينجا مي آوريم: ((والخير معقود في نواصي الخيل الي يوم القيامة)): خير و برکت تا روز قيامت بر پيشاني اسب نوشته شده است. ((بطون الخيل کنز و ظهورها حرز)): شکم اسب گنج است و پشت او حرز. يعني شکم هاي اسبان که نتاج مي کند شما را مالي نفيس و ذخيرتي قوي است و پشتهاي آن شما را حرز است از آسيب دشمن. ديگر اينکه((ايشانرا برش مچينيد که چون ايشان را برش بچينيد برهنه گردند)) و در جاي ديگر فرمودند: ((دنبالشان مبريد که دنبالشان مگس ران ايشان است)). ((بهترين بازيها در پيش خدا اسب دواني و تيراندازي است)). ((خرج اسب چون نفقه ضروري است و نبايد از آن امساک کنند؛ کسي که براي اسب خرج کند چنانست که صدقه داده باشد)). ((و هر که اسبي از جهت غزو نگاه دارد، ايزد تعالي به عدد هر مويي که بر آن اسب باشد نيکي در ديوان او بنويساند و بدي پاک گرداند)). ايشان در مورد تربيت اسب فرموده اند: ((تمام بازيهاي انسان مومن، به جز در سه مورد بيهوده است: تربيت اسب، تيراندازي و بازي مرد با زنش، اين سه بازي حقند)). ((هر چيزي که در آن ياد خدا نباشد براي انسان پوچ و بازيچه است، مگر يکي از اين چهار چيز باشد: بازي مرد با زنش، پيمودن فاصله بين دو نقطه (دوميداني)، تربيت اسب و فراگيري شنا)). پيامبر گرامي اسلام در زمينه اسب سواري هم احاديثي دارند: ((فرشتگان از بازيهاي شما جز در اسبدواني و کشتي حضور نمي يابند)). ((بهترين بازيها و ورزشها در نظر خداوند متعال، مسابقه اسب سواري و تيراندازي است)).

از حضرت امام صادق (ع) به نقل از پيامبر نقل شده: ((کسي که در راندن مرکوب زياده روي کرده، نه مرکوب باقي گذاشته و نه مسافرت پيموده)). ((پس چون مرکبهاي لاغر سوار شويد، آنها را به منزلگاه مقرر خود فرود آوريد (تا علوفه خورند و استراحت کنند) و اگر زمين خشک و بي گياه باشد، با شتاب بگذريد و اگر پر گياه باشد آنها را فرود آوريد)). ايشان از قول پدر بزرگوارشان حضرت باقر (ع) فرموده اند: ((پيامبر اکرم در ميان سوارکاران اسب، مسابقه مي گذاشت و پس از پايان مسابقه برندگان جوايز خود را از دستهاي مبارک آن بزرگوار دريافت مي داشتند)). از امام صادق (ص) در مورد شرط بندي که به صورت جدي در اسلام نهي شده روايت شده: ((در مسابقات، شرط بندي بر روي پول يا ثروت جايز نيست مگر در سه مورد: اول در مسابقه با حيواناتي که داراي پاي پهن هستند مانند فيل و شتر، دوم در مسابقه با حيوانات سم دار مانند اسب و استر و سوم در مسابقه با تير و شمشير)). ((فرشتگان الهي، در مجلسي که در آن قمار انجام گيرد بيزارند و قماربازان را لعن و نفرين مي کنند مگر آنکه برد و باخت به واسطه دواندن اسب (يا شتر) و يا تيراندازي و شمشير بازي باشد. چنانکه پيامبر گرامي با اسامه بن زيد در مسابقه اسبدواني شرکت فرمود)).

از امام رضا (ع) روايت شده: ((هر کس ببندد اسبي نجيب که پدر و مادرش عربي باشد، محو مي شود هر روز از نامه اعمال او سه بدي و نوشته مي شود به جهت او يازده خوبي...)).

حضرت علي (ع) فرموده اند: ((چارپاي سواري هموار بي تعب، يکي از دو آسايش و راحتي است)).

از امام سجاد (ع) روايت شده: ((پيامبر خدا مسابقات اسبدواني ترتيب مي داد و براي برنده مسابقه چند مثقال نقره به عنوان جايزه مقرر مي فرمود)).

از انس بن مالک سوال شد آيا شما در زمان پيامبر خدا (ص) در مسابقات، شرط بندي هم مي کرديد؟ در پاسخ گفت: بلي، رسول خدا (ص) بر اسبي که داشت شرط بندي کرد و در مسابقه پيروزي يافت و اين موجب خوشحالي و شگفتي او گرديد.

در کشکول شيخ بهاءالدين عاملي به نقل از حديثي، ياد شده که بهترين اسبها، اسب ادهم (سياه) است، اسبهاي ارثم (با لب بالا و دماغ سفيد) و اقرح (پيشاني سفيد) و محجل (با ساقهاي سفيد)، که از متفرعات ادهم هستند، همگي با ارزشند. پس از ادهم اسب کميت که سرخ رنگ و دمي سياه دارد بهترين است.

 

 

منابع:

- تاريخ دامپزشکي و پزشکي ايران، جلد دوم، دوران اسلامي، دکتر تاج بخش، انتشارات سازمان دامپزشکي و دانشگاه تهران، ۱۳۷۹، ص۱۴-۱۷ و ۳۲-۳۳

- اسب، اکبر پوران بدر، انتشارات عميدي، ۱۳۷۵، ص۶۵-۶۹

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم بهمن 1389ساعت 23:12  توسط مدیر وبلاگ  | 

صاحب امتیاز پایگاه اطلاع رسانی اسب یزد

نام: سید محمد

نام خانوادگی:عرب گرمسیری

دانشجوی کارشناسی رشته حقوق

اهل شهرستان تفت

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم مهر 1389ساعت 21:27  توسط مدیر وبلاگ  | 

اسب را در پارسی میانه و اوستایی نیز اَسپ (asp)می‌گفتند. نامهای بسیاری از بزرگان ایرانی در روزگار باستان دارای پسوند -اسپ بوده‌است (مانند گشتاسپ، ارجاسپ، گرشاسپ، گشتاسپ، جاماسپ، لهراسپ، ویشتاسپ، هیدراسپ، بیوراسپ، ساتاسپ، سیاوش و...)که نشان از اهمیت این جانور در میان ایرانیان استدر زبان سانسکریت این واژه به ریخت azva بوده که واژه سوار و اسوار نیز در زبان پارسی کنونی از همین ریشه‌اند. اسب برای اولین بار در آسیای میانه که بعدها تورکستان نام گرفت اهلی شده‌است سپس به دشتهای ایران و راه یافته‌است. در ایران باستان بویژه دوره هخامنشی اسب نقش بسیار زیادی داشت به اسبهای تربیت یافته پارس می‌گفتند عرب‌ها این کلمه را به فارس معرب کرده‌اند و آن را برای به معنی تیزرو و سوار کار ماهر به کار می‌برند. اسب حیوانی است که با سرما و شرایط سخت کوهستانی سازگار است بر خلاف شتر که با شرایط گرم و شن زار و سرزمین عربی سازگار بوده‌است. عربها برای اولین بار در دوره تجارت معروف به رحله شتا و صیف با اسب آشنا شدند و آن را بکار گرفتند.[]

[ویرایش] تاریخچه

تاریخ تکامل اسب‌ها هنوز به طور دقیق مشخص نمی‌باشد. به طور مثال، زمان جدا شدن گونه‌های الاغ (اکووس آسینوس)، اسب‌های وحشی (اکووس فروس) و گورخر‌ها و اسب‌های اهلی (اکووس کابالوس) معلوم نیست. همچنین مشخص نیست گونهٔ اسب‌های اهلی حاصل انتخاب طبیعی هستند یا انتخاب مصنوعی توسط انسان. قدیمی‌ترین سنگواره‌های مربوط به این گونه به هفت هزار سال پیش از میلاد باز می‌گردند. ابتدا اسب به منظور تهیهٔ غذا شکار می‌شده‌است، ولی به مرور زمان انسان آن را به فرمان خود در آورد و برای تهیهٔ شیر و گوشت، و نیز حمل و نقل، آن را پرورش داد. قدیمی ترین آثار رام کردن اسب‌ها در اروپای شرقی، شمال قفقاز و آسیای مرکزی یافت شده‌اند. پرورش و تربیت اسب‌ها به مرور زمان اهمیت ویژه‌ای یافت و انسان به درساژ و اصلاح نژاد پرداخت.

برگرفته از ویکیپدیا

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم شهریور 1389ساعت 10:47  توسط مدیر وبلاگ  | 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم خرداد 1389ساعت 12:59  توسط مدیر وبلاگ  |